در فکر فرار از معنا

سه شنبه, ۳ مرداد ۱۴۰۲، ۰۳:۳۴ ب.ظ | نرگسِ نوشکفته | ۱۰ نظر

   دلم برای خودم تنگ شده. برای کالیستایی که برعکس بعضی از وبلاگ‌نویسا نوشتن اونقدر هم براش سخت نبود. نوشته‌هاش رو دوست داشت و دنبال کمال توی کلمه‌ها نبود. شاید به همین خاطر نوشته‌هاش با مال بقیه - نوشته‌های درجه یکِ بقیه- قابل مقایسه نبود اما هر چی که بود مدتی می‌شه که اون کالیستا رفته و فقط من موندم. منی که تابستون و پاییز 1401 مثل یه طوفان ویرانگر همه چیزم رو خراب کردن و از نو ساختن. عقایدم، افکارم، علایقم و شخصیتم. ناراحت هم نیستم، درسته که خیلی سخت گذشت اما حداقل رشد کردم. حداقل بلدم کنار خودم بمونم و تو سر خودم نزنم، از روابط و آدم‌ها چیزهای بیشتری سرم می‌شه، سختی‌ها و احساسات بیشتری رو تجربه کردم و شناختم و حداقل الأن می‌دونم موژان چجوری کار می‌کنه و ازش توقع بی‌جا ندارم. ولی حتی اگر یاد گرفته باشم توی روزهای طوفانی چجوری با وجود خستگی تکه چوب شناور رو رها نکنم، دلم برای روزهای بی‌خبری و پرتوقع خودم تنگ می‌شه، روزهایی که بیشتر از همیشه کالیستا بودم.

   الأن کمتر می‌نویسم چون معنای نوشتن برام و هدفم از نوشتن تغییر کرده. من طی سال تحصیلی گذشته درک عمیق‌تری از ادبیات پیدا کردم، منظورم این نیست که خودم به اون عمق دست پیدا کردم بلکه یه معلم خفن داشتم که بهم اون عمق رو نشون داد و به خاطر اون فهمیدم نوشتن چه‌قدر تاثیرگذارتر و قدرتمندتر از این حرفاست و من چه نگاه سطحی‌ای بهش داشتم. چه‌قدر همیشه برای سرگرمی و هیجان‌زده شدن کتاب می‌خوندم، نه برای اینکه درکم رشد کنه، نه برای اینکه مغز خالیم پر بشه. با این حال من هنوز نمی‌دونم می‌خوام با نعمت نوشتن و خواندن چه معنی‌ای به دنیای خودم و دیگران اضافه کنم، شاید به همین خاطره که این مدت به زور خوندم و نوشتم. علت این اجبار ترسه، ترس از اشتباه، از اینکه شاید نوع خوندن و نوشتن گذشته‌م اشتباه نبوده و فقط هدف سطحی‌ای داشته. شاید همه چیز اشتباه نیست و فقط یه قسمتش نیاز به اصلاح داره و ممکنه بتونم با این هدف جدید و همون روش قدیمی رشد کنم.

   سردرگم شدم و همینه که پریشونم کرده اما حداقل می‌دونم همیشه (هر چقدر هم دیدگاهم در مورد زندگی و نقاط مختلف زندگیم عوض بشه.) نوشتن افکارم یه راه برای آروم کردن، حل کردن و سر و سامون دادن به همه چیزه.

  • ۰۲/۰۵/۰۳
  • نرگسِ نوشکفته

نظرات (۱۰)

درودی بیکران به کالیستای عزیزم اول از همه میخوام بگم خوش اومدی به بزرگسالی و واقعیت

تو داری بزرگ میشی به همین خاطر بین خودواقعی در گذشته و خود الانت یه فاصله به وجود اومده همینطور که من دیگه هپی نیستم! حتی فرهان هم نیستم خودمم نمیدونم چی هستم

مثل یه ذره با نوسان بالا هستم که در بعد های متنوعی نوسان میکنه و گاها به خاطر خروج از بعد خودم حتی نمیدونم دارم چیکار میکنم!

دنیا برام تبدیل به محور های عجیب غریب زیادی شده روی یه مکعب شیشه ای در یک فضای کیهانی سیاه و با ستاره های عجیبی با قدر های متنوع!

 

ولی بزار بهت خوش امد بگم فداتشم 😍💗

 

و در نهایت میگم میدونی چرا گالیله رو کلیسا پدرش رو در آورد؟

به این خاطر که توی کتاب مقدس یه کلمه بود که اتفاقا درست بود

ولی پاپ ها و .. فکر میکردن چون اون کلمه و جمله درسته پس 

هر حرف دیگه ای غلطه در حالی که قضیه مثل یه 

معادله با ضابطه های متفاوت بود

یعنی اگر فکر میکنی این تفکر الانت درسته

لزومی نداره بگی قبلی غلطه!

چون نیست

همه ما از عمق حرکت میکنیم

و به سطح میرسیم

یکی از سطح میاد و به عمق میرسه

فرقی نمیکنه

اگر به بچگیت برگردی میبینی که عمیق تر نگاه میکردی

نه سطحی تر

کلمات و حرفات رو با خود اون موقعت بسنج میبینی که اتفاقا عمیقه

من قرار نیست اینجا بگم اشتباه میکنی

نه

قراره بگم

هر کسی سبکی داره

حتی اگر فکر میکنی در سطح مینویسی موج سوار خوبی باش!

همین

💗 دوست دارم امیدوارم که روز به روز حالت بهتر و خوب تر بشه! آبجی گلم💗

پاسخ:
سلام فرهان عزیز. خیلی ممنونم ازت. به نظرم هنوز کلی راه مونده تا برسم به بزرگسالی یا حداقل تعریفی که از بزرگسالی دارم ولی خب ممنونم ازت فکر کنم همین فاصله‌ی ایجاد شده‌ای که می‌گی یه جور نزدیک‌تر شدن به بزرگسالیه.
تشبیه جالبی بود.(قشنگ علاقه‌ت به علم توش دیده می‌شه.:)) درکش می‌کنم، اصلا همون جمله "خودمم نمی‌دونم چی هستم" بخش زیادی از حالاتمو توصیف می‌کنه.TT
ممنونم بابت حرفات، کمک کردن یه بخش ناکامل افکارم برام مفهوم‌تر بشن.=>
بازم ممنونم بابت کامنتت خیلی کمک‌کننده بود.3>
مرسییی به همچنین.✨3>
  • غَزَلْ (هیرای)
  • میدونی کالیستا، تا وقتی برای سرگرمی کتاب نخونی نمیتونی درکت رو رشد بدی باهاش...

    چون اگر به کتاب به چشم درس زندگی نگاه کنی اصلا نمی‌تونی بخونیش!

    مثل من که الان تو خوندن دنیای سوفی به مشکل خوردم...

    پاسخ:
    برای من اگر حواسم نباشه که از کتاب چیزی یاد بگیرم واقعا هیچ‌چیز یاد نمی‌گیرم. نمی‌گم دیگه تلاش نکنم با کتاب سرگرم بشم و باهاش خشک رفتار کنم ولی نمی‌خوام هدف اصلیم سرگرم شدن باشه چون می‌دونم در این صورت خیلی از نکات خوب کتاب‌ها و نوشته‌ها رو از دست می‌دم.
    منم دنیای سوفی رو نصفه ول کردم.TT
  • 𝐵𝑒𝑙𝑙𝑎 ִ𖧧
  • شاید فقط به یکم زمان نیاز داری تا به این هدف و درک جدیدی که رسیدی عادت کنی آخه میدونی؟ وقتی یه مدت با یه طرز فکر زندگی کنی سخته تغییرش بدی و بعد هم بخوای توی مسیر مشابه بزاریش تا ازش بهره ببری.

    کلا این خیلی تغییر خوبیه گامباره:')

    پاسخ:
    آره راست می‌گی.:')
    مرسی.TT
  • یاسمن گلی :)
  • سلام کالیستا 

    همین که الان نوشتی و حالت رو برامون توصیف کردی نشون میده که دست به قلم شدن کار سختی نیست .

    پاسخ:
    سلام یاسمن خانم.3>
    امیدوارم بتونم به زودی چیزی بنویسم و این موضوع هم ثابت بشه.:"))

    چقدر تاثیرگذار و قوی نوشتی. 

    پاسخ:
    ممنون.✨

    سلام خوبید؟

    یه سوال معنای کالیستا چیه؟

    و اینکه تو قبلا مینوشتی برای نوشتن کتاب نبرد هنرمند رو بهت پیشنهاد میدم گرچه اونم همین اشتباه رو کرده.نوشتن،هنر،فیلم،کتاب همههههه باید وسیله باشن نه هدف....رشد....نمی دونم کتاب های با موضوعات اسلامی میخونی یا نه اگه آره بگو تا بهت معرفی کنم...میتونه بهت کمک کنه....ولی خوب کتاب رشد از صفایی حائری...

    اگه رشد نکنی تکامل پیدا می کنی و فرق دقیقا مثل اینه که با رشد مدام به کف هایی می رسی که باید ازشون بالا بری اما در تکامل مدام به سقف هایی میرسی که باید اونا رو بشکنی...

    پاسخ:
    سلام ممنون خوبم، شما خوبین؟
    فکر کنم معنیش خیلی زیبا یا زیباترین بشه ولی علت اینکه انتخابش کردم یکی از شخصیت‌های کتاب تقریبا بود.
    خیلی ممنون بابت معرفی‌ها. راستش خیلی کتاب‌های این دسته رو نمی‌خونم ولی دوست دارم بیشتر باهاش آشنا بشم همین رشد رو می‌خونم اگر با هم کنار اومدیم میام ازتون در مورد کتاب‌های دیگه هم می‌پرسم.
    کدوم سخت‌تره؟ :دی

    سلامی دوباره.بله خوبم الحمدالله...

    زیبا هست اسمی که انتخاب کردید....

    خوب قطعا تکامل سخت تره و رشد راحت تر.ببینید بعد از پیشرفتی که کردید اگر در مسیر تکامل باشه به بن بست میرسی و اما در رشد تازه به اول راهی میرسی که قرار نیست هیچ وقت به بن بست بخوره...کدوم سخت تره به نظرتون؟

    احتمال اینکه از اون کتاب خوشتون بیاد شاید کم باشه....کلا کتاب های اسلامی یه حس و حال دیگه ای دارن با کتاب های دیگه....بخوام اونا رو آدم ببینم و توصیف کنم کتاب های اسلامی زرق و برق ندارن...ساده و بی ریا هستند.اما کتاب های دیگه تا حدودی گاهی هم خیلی زیاد زرق و برق دارن و اهل تفاخر هستند....این تفاخر به معنای نبود معنی نیست شاید معنی خوبی داشته باشه شاید هم نه...

     

    و خوب نمی دونم چقدر شما به مبانی اسلام اعتقاد دارید ولی خوب کسی میتونه از کتاب های اسلامی خوشش بیاد و زرق و برق کتاب براش مهم نباشه که به قیامت اعتقاد داشته باشه اینو قرآن میگه.....

    امیدوارم توضیحم براتون مفید بوده باشه...

  • زی زی گولو بلاسم
  • سلاااااام کالیستا، قالب جدید ت مبارک باشه.

    اره کلمات خیلی خیلی قوی اند و ممنون از معلم و استادت.

    به نظرم کلمات قوی ترین سلاح دنیا ست.

    من هم دلم برای اون روز های بیخیالیم تنگ میشه هییییییی

    پاسخ:
    سلااااام زی‌زی مرسیییی از قالبوهای زیبای آقای راستی‌کرداره.

    موافقم هم قویه و هم خیلی دقیقه. هیچ سلاح دیگه‌ای اونقدر دقیق نیست و نمی‌تونه به خیلی از اهداف مورد نظر برسه.
    :"" جوانی کجایی که یادت بخیر.

    سلام خوبید؟

    میگم متن پست های شما چطور اینقدر قشنگه؟احساس می کنم مال من یه خورده زشته....روی خود قالب ها هست یا امکان تغییرشون هست؟

    پاسخ:
    فونت رو می‌گید؟
    اگر فونت خاصی مد نظرتونه باید خودتون توی قالب قرار بدین توی آموزش‌های عرفان و فرهان آموزش تغییر فونت هست. البته این قالب فونتش از اول همین بوده ولی من هم اگر ساحل یا وزیر نباشه فونت قالبام رو به یکی از این دو تا تغییر می‌دم.

    تا ننویسی  نمی فهمی چطور می تونی به هدفت برسی 

    با تمرین جهت پیدا می کنه نوشته هات و روزی میرسه که از خودت و نوشته هات راضی بشی 

    با کم حرف شدن تو وبلاگ فقط دور می شی من که خیلی دورم :)

    موفق باشی عزیزم

    پاسخ:
    آره... باید با تمرین و آزمایش بفهمم چجوری به ایده‌آلم برسم.
    خیلی ممنون. امیدوارم برای تو هم به بهترین نحو ممکن پیش بره هم چیز.:)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    Asteria

    آستریا همیشه میگه انسان ها قوی تر از چیزی‌ان که خودشون فکر می‌کنن.

    +امیدوارم ازاین وب حس خوبی بگیری.:)

    نویسندگان