روزی، امید
وقتی دیدمش امیدوار شدم. اگر روی زمین دراز بکشم آروم آروم تبدیل میشم به یه باغچه ی کوچیک با گلهای رنگارنگ که توی نسیم خنک شبونه تکون میخورن.
+نوشته شده در ۱۹ فروردین ۱۴۰۱
پینوشت ۱۴۰۴: یه وقتایی میام پیشنویسهام رو بخونم ببینم ایدهای هست بهش سر و سامون بدم؟ برخورد کردن با این جملات کوتاه متعجبم میکنن، نمیدونم اون روز چی توی سرم بوده.
- ۰۴/۱۱/۰۱
من هیچوقت چیزیو پیشنویس نمیکردم
یا همون موقع هرچی مینوشتم مینوشتم و راضی میبودم یا اگر راضی نمیبودم همونو کلشو میزدم دلیت میکردم هیچ جام سیو نمیکردم
یه عادت 0 و 100 ای محسوب میشه توی این جور شرایط