دیوارهای سفید

چهارشنبه, ۲۹ تیر ۱۴۰۱، ۱۰:۵۷ ب.ظ | نرگسِ نوشکفته | ۱۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

در میان دیوار های سفید افکار پریشانم را رها می‌کنم، افکارم، هرکدام به رنگ‌های مختلف و اشکالی جدید در می‌آیند. به نظر می‌رسد میان این اشکال و الوان نخ باریکی‌ست که افکار را به هم متصل می‌کند شاید به‌خاطر این باید به هم متصل باشند که اگر من از اتاق خارج شدم و افکارم باقی ماندند و کس دیگری آمد تا در اتاق افکارش را بیرون بریزد افکارم با افکار او قاطی نشود. اگر افکار یک نفر دیگر وارد سر من بشوند چه می‌شود؟ نباید اتفاق خاصی بیافتد چون افکار او با ذهن او مطابقت دارد و ذهن من با هیچکس دیگر مطابقت ندارد؛ قطعا افکار او کم‌کم در ذهن من می‌میرند و با اشک ها از ذهنم خارج می‌شوند.

شاید آن نخ به‌خاطر این است که افکار من همگی یک نقطه ی مشترک با هم دارند. همگی بخشی از وجود من هستند و در همگی آنها ارزش‌ها باورهای من یکسان است.

افکارم را به همین خاطر بیرون ریخته‌ام. میخواستم نگاه دقیق‌تری به ارزش‌ها و باورهایم بیاندازم. می‌خواهم خود را بیشتر بشناسم و می‌خواهم خود را اصلاح کنم، پس این نخ‌ها دقیقا همان چیزی هستند که من میخواهم. دیدن ارزش ها و اصلاح باورها کاری سخت است اما نتیجه‌اش لذت بخش.‌ 

+نوشته شده در تاریخ ۷ مهر ۱۴۰۰

  • ۰۱/۰۴/۲۹
  • نرگسِ نوشکفته

نظرات (۱۰)

  • ویلی ونکای تیفانی
  • چقدر یاد قوائد تفکر فلسفی و انسان هایی با تفکر فلسفی افتادم. کارهایی که توی متنت انجام دادی دقیقا اصول رشد و بازیابی وجود ادمیته.
    پاسخ:
    چقدر سریع خوندی.:*)
    فکر کنم کالیستای ۷ مهر سال قبل خیلی فکور تر از من بوده. به خودم افتخار کردم.D":
  • ~𝒎𝒊𝒕𝒔𝒖𝒓𝒊 ‌‌
  • وقتی متنای قدیمی رو میخونم که مدتها قبل نوشته شدن حس میکنم سوار ماشین زمانی چیزی شدم .. یه حس غریب و جالبی داره ..
    پاسخ:
    دقیقااا من خودم که داشتم اینو میخوندم حس میکردم یکی دیگه‌ نوشتتش و یادمه حس میکردم چقدر بد نوشتمش ولی امشب که خوندمش به نظرم خیلی زیبا بود.:*) 

  • ویلی ونکای تیفانی
  • نه ببین از این زاویه نگاه کن، اگه توی اون مدت اینقدر فکور بودی، الان دیگه چی هستی!! ادما رشد میکنن عزیزم.
    پاسخ:
    ... اینم میشه..:*)
  • (•𝑨!𝒂•)~ 𝐼𝑡𝑠
  • چ تفسیر جالبی از افکار
    اینجا چ قشنگ شده *-* مخصوصا عکس ماهیای اون کنار
    پاسخ:
    *-*
    خودمم خیلی دوسش دارمم.TTدقیقا اون ماهیا انرژی بخش اینجان.:")
  • 𝓜𝓲𝓴𝓪 *-*
  • طوری که من عاشق اینجور متن هام و تو از اینا مینویسی:″)))
    ارتباطی که با کلمات داری رو خیلی دوست دارم=)
    و باید بگم حست رو درک می کنم،خودم یه شب رفتم و همه ی متنام رو خوندم و گفتم این خیلی خوبه امکان نداره من اینو نوشته باشم:))
    +عاا راستی وبم ادمین شدی=] ولی نگران قالب نباش و‌عجله نکن،هروقت دیدی میتونی بزن خب؟ نمیخوام اذیت بشی:″)
    پاسخ:
    مسمشکش:***)
    مرسی.*^*
    دقیقا. خیلی باحال و قشنگه.:*)
    +اوکی.*--* اصلا اینو که کفتی الان باید برم سریع قالبو درست کنم. (وقتی بهت میگن فلان کارو نکن و تو انکیزه میگیری انجامش بدی.xD)
    ماشالا هزار ماشالا نویسنده های گرامی جمعشون گرمه بقیه نویسنده ها هم بیان یه نقطه بزنن دور هم باشیم.x"D
    پاسخ:
    خودتون بیاین من اسم نبرم که جا بیفتین. ولی چون میدونم زینب نمیذاره باید حتما زینب رو منشن کنم.xD 
    @زینب
  • 𝓜𝓲𝓴𝓪 *-*
  • دقیقا احساس میکنی توی فضا بین ستاره ها و کهکشان هایی:″)
    +ای وای...من چی بگم..بگم نه تو باز انگیزه میگیری=-=😂
    خب،باشه ولی در عوضش بهم قول بده به خاطر قالب زدن از برنامه هات نگذری خب؟:″)
    پاسخ:
    :"")
    +XDDD *یوهاهاها*
    چشم.*-*
  • جیران کمندی
  • فارغ از متن هات. قالبت منو یاد دو نفرمیندازه :)
    که یکیشون اولین دوست بیانی ام بود.
    حس خاصیه
    پاسخ:
    خوشحالم قالبم باعث شده یاد همچین آدم خاصی منتقل بشه.:)
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝑴𝒂𝒏𝒊𝒂𝒄⊱
  • خدای من کالیسالی ۴ و نیم سال پیش چه تفکر عمیقی داشته و برای چه چیزای ارزشمندی تلاش کرده:)

    حالا میشه بپرسم..تونستی بهش برسی؟

    پاسخ:
    بنده خودمم باورم نمیشهTT
    فکر نکنم به اون نحوی که اون زمان می‌خواستم بهش رسیده باشم، یعنی نتیجه از چیزی که انتظارس رو داشتم فرق داشته ولی آره خیلی جالبه وقتی به خودت میگی میخوام عقایدم رو تغییر بدم یا اصلاح کنم باید انتظار این رو داشتی باشی که دیگه چیزی که قبلا میخواستی رو نخوای ولی اون زمان هنوز این رو درک نکرده بودم=)
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝑴𝒂𝒏𝒊𝒂𝒄⊱
  • دقیقاااا بحث همینجاست..که ما زمانی به اون چیزی که میخوایم میرسیم که دیگه میفهمیم نمیخوایمش:)

    و متوجه میشیم اصلا اون تفکری که داشتیم دد طول این سالها عوض شده و مزاج روحمون هم باهاش تغییر کرده و تارگتای جدیدی داریم..

    پاسخ:
    آره دقیقااا =)))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    Asteria

    آستریا همیشه میگه انسان ها قوی تر از چیزی‌ان که خودشون فکر می‌کنن.

    +امیدوارم ازاین وب حس خوبی بگیری.:)

    نویسندگان