غری زد که توده ی سیاهی غلبش را زدود

دوشنبه, ۱۳ تیر ۱۴۰۱، ۱۲:۰۸ ق.ظ | نرگسِ نوشکفته | ۹ نظر

بسم الله الغفور

باشد که آمرزیده شویم.تکبیرررر.

خیلی وقت بود که هر کاری میکردم نمیتونستم بیام و فقط حرف بزنم تا خالی بشم.. و خب میدونین من هر وقت با یه نفر حرف میزنم کلی حرف دارم که بگم اما نمیتونم بگمشون. یا اون لحظه یادم میره چی میخواستم بگم یا نمیدونم چجوری بگمش یا نمیخوام وسط بحث یهو یه بحث کاملا بی ربط رو شروع کنم. حرفای حالا خاصی هم نیستا.. شایدم خاصه. شاید گفتن چیزایی که برای تو عادی شده، مثل افکار، اتفاقات روز و... خاص باشه.

میدونید یه آدمی هست (اینجارو نمیخونه پس دوستان گرامی‌ای که آدرس اینجارو دارین به خودتون نگیرید) که هر وقت باهاش حرف میزنم  خیلی صحبت میکنه، مکث نمیکنه من حرف بزنم و وقتی به خودم جرات میدم که وسط حرفش بپرم و حرفمو بزنم اون به یه جمله گوش میده، منظور اشتباهی رو از حرفم برداشت میکنه و بعد دوباره بدون اینکه بذاره ادامه ی حرفمو بزنم واسه خودش با اون برداشت اشتباه شروع به سخنرانی میکنه. میدونین من فکر میکردم اون آدم خیلی توی گوش کردن و صحبت کردن خوبه ولی بعدا فهمیدم یکی از اصل های صحبت کردن اینه که یه کم میون صحبت هات مکث کنی تا مخاطبت هم اگر حرفی داره بزنه. ولی آدمای کمی رو دیدم که واقعا حواسشون به این موضوع باشه. آخه درد و دل نیست که گوش کنی و سعی کنی با درک کردن و گوش کردن بهش کمی از بار روی دوشش برداری. گفتگوعه. 

من میدونم چه حسیه وقتی یه حرفی میزنی و بعد یه فکر به ذهنت میرسه که میدونی قراره حرفاتو خیلی جذاب کنه، (و اون لحظه فکر میکنی وای طرف مقابلم قراره خیلی تحت تاثیر قرار بگیره.) ولی این رو هم میدونم که بها دادن زیادی به اون حس باعث میشه تبدیل به یه سخنران بشی نه یه دوست. باعث میشه طرف مقابلت حاضر باشه جیغ بزنه تا فقط از اون بحث فرار کنه. و من خسته شدم که همه ی آدما فقط حرف میزنن و حرف میزنن و حرف میزنن. ممکنه مجبور بشین جای جذاب حرفتونو نزنین، ولی به جاش دوستتون / طرف قراردادتون / دانش‌آموزتون / مخاطبتون رو از خودتون نمی‌رونین.

شاید فقط یه نفرو دارم که واقعا باهم حرف میزنیم و واقعا گوش میکنه. و حس میکنم فقط اونه که باعث میشه حس نکنم بهتره دهنمو ببندم. (اون کسی که امروز بهش زنگ زدم. با تو‌ام. اون تویی.)

من خیلی دلم پر بود و الان فقط غر زدم. احتمالا بعدا یه پست در این مورد بذارم، زمانی که میتونم منطقی تر فکر کنم و جوانب رو در نظر بگیرم.

من کم حرف میزنم و به همین دلیل میشتر گوش میدم. سعی میکنم شنونده ی خوبی باشم و جای درست بازخورد بدم. به همین خاطر موقعیت های زیادی پیش اومده که به عنوان یه شنونده اذیت شدم. بعضی گوینده ها هم باید یاد بگیرن چطوری گوینده ی خوبی باشن، فقط شنونده ها نباید گوش کردن رو بلد باشن.

+ اون آدم رو خیلی دوست دارم. واسه همین به خودش میگم با امون ندادن به من"-" چه حسی در من ایجاد کرده و ازش میخوام احساسات من رو هم در نظر بگیره. قشنگه که بدونی کسی که ازش ناراحتی درک میکنه و میفهمه. 

++ کلی غر دیگه هم دارم که باید خالی بشن ولی خب باید برم بخوابم..

+++ عنوان: در این حد آزرده بودم.

++++ یخااد فطلا....

  • ۰۱/۰۴/۱۳
  • نرگسِ نوشکفته

نظرات (۹)

خوشحالم از اینکه حس میکنم دارم به مامرز کمی قبل تر بر میگردم. به مامرزی که به وبلاگش یه جور دیگه نگاه میکرد... و ناراحتم که این پست اینجوری منتشر شد و اینطوری نوشته شد.
پاسخ:
حق داری.
سلام. سلام.سلام
به پست های جادوییتان ادامه بدید لطفاً👌😊
پاسخ:
سلامممم.
حتما مرسی از حمایتتون😁
  • شادیِ ابد و یک روزه . ‌‌‌‌
  • به عنوان منی که نقش گوینده و اکثر اوقات دارم سخنت و با گوشت خون قبول میکنم XD مرسی بابت راهنماییت چون گوینده ها همش مشغول حرف زدنیم یه جورایی حواسمون از شنونده پرت میشه پس تشکر فراوانننننXD
    پاسخ:
    قربون درکت برم دشمن جاننن.XD TT  🧡
  • شادیِ ابد و یک روزه . ‌‌‌‌
  • ولی این قالب داخل گوشی اینجوریه که انگار داری از داخل تونل رد میشی 😭🤣
    پاسخ:
    خوبه یا بد.xD TT
  • 𝐵𝑒𝑙𝑙𝑎 ..
  • ولی این خیلی خوبه که افکارت رو به زبون میاری:]
    باید یجور محترمانه به طرف بگی..در درجه اول ناراحت میشه ولی با این کارت بهش چیز خوبی یاد میدیD:
    پاسخ:
    خیلی حس خوبی میده حتی فقط بنویسیش.
    بهش گفتم :*) و خدا رو شکر قبول کرد.:")
  • چوی زینب دمدمی
  • سلام دخترکمممم*-* دلم برات تنجِ تنج شده بود!!
    میدونی چیه،این حسِ جمع شدن کلی حرف توی گلو رو درک میکنم،یه وقتایی اونقدر بزرگ بزرگ میشن که دیگه نمیتونی جلوشونو بگیری،ولی بنظر من،این که کم تر حرف بزنی حتتتتی اگه آزار دهنده باشه خیلی راحت تر وبهتر از اینه که از اون آدمای پر حرف باشی وهمش نگران تبعات حرفات باشی..آدم هر کلمه ای که به زبون میاره باید پاش وایسه.
    +
    اونجور آدما خیلی..شعور اجتماعیشون پایینه :||~
    من یه دوست دارم یهو حرف زدنش گل میکنه،وشروع میکنه ادامه میده وادامه میده وادامه میده وکللللاااا همینجور ادامه میده. انگار داغ شده باشه یهو(^-^) اما به مجرد اینکه احساس کنه من یا کلا طرف مقابلش حرفی برای گفتن داره،هرجای صحبتش حتی اگه مهمترین بخشش باشه حرفشو قطع میکنه وسراپا گوش میشه.
    خیلی کیوت وباشعوره این بشر^-^

    +قالب خوشمزه ت کو..😭😢
    پاسخ:
    سلام زینببببب.T^T
    خوبی؟
    آره دقیقا منم همین فکر رو میکنم ولی خسته شدم. :*  منم دلم میخواد مثل خیلی از آدمای اطرافم حرف بزنم و نگران افکار بقیه نباشم. نمیدونم چرا بقیه هر چرت و پرتی که میگن بعدش قسر در میرن. :( 
    +
    چه آدم با شعور و کمالاتیه دوستت.*^*

    الان به افتخار خودت میذارم... (دعا کن خدا کمکم کنه وسوسه نشم قالب سبز درست کنم بذارم.TT )
  • چوی زینب دمدمی
  • آره خوبم تو چطوری؟ ^^
    وای خدا..کالیستا در حد مرگ همدردتم TT
    خیلی درد چرتیه که افتاده به جون ما😑😭😭😭😭😭
    موضوع اینه که وقتی نمیگم دارم خفه میشم و وقتی میگم دلم میخواد خودکشی کنم که چرا گفتم!
    اما میتونی مطمئن باشی هر وقت خواستی با کسی حرف بزنی من با کمال کیل هستم:))) رو من حساب کن.

    +
    اوهوم خیلی عشقه اصلا😁❤

    وایییییییی جیغ به افتخار مننننم..نه من از قالب سبز بسیار حمایت میکنم😚💚🙏این رنگ مال منه اصلا. اگه خوش سلیقه وقشنگ درست کنی چرا که نه؟ (الان خودمم که دارم وسوسه ت میکنم😂😁لعنت بر شیطون!)
    پاسخ:
     منم خوبم امروز اولین روز مدرسه بود و به خاطر اون یه کم گرفته‌م اما بقیه چیزا خوبه.*-*
    TT واقعااا و خیلی قلب رو به درد میاره
    دقیقا.:*
    خیلی ممنون واقعا.:*))) تو هم بدون اکر خواستی با کسی صحبت کنی من همیشه گوش میدم.:)

    +
    :*) چه دوستی زیبایی.:دی*-*

    بله بله.U^U ببین قالب فعلی به خاطر وسوسه های تو این چنین شدا.xD 
  • چوی زینب دمدمی
  • اولین روز مدرسه؟ اوکی من نفهمیدم!!
    کلاس تابستونی؟
    خوبه که بقیه ی چیزا خوبه😍💜

    +خیلی دوستی سعادتمندیه. نمیخوام پز بدم واین چیزا ها..ولی هفت ساله دوستیم یه بارم دعوامون نشده وبینمون ناراحتی پیش نیومده. به خدا خودم تعجب میکنم از این رابطه.
    همشم بخاطر اونه که ماهه وگرنه من هیچی ندارم از خودمTT

    +
    خیلیم عالی😍😔🙏من این یکیو بیشتر از اون قالب خوشمزه هه دوست دارم حتی.
    کالیستا-شوالیه ی هنرمند!😅😍
    پاسخ:
    آره برامون کلاس تابستونی گذاشتن.:">
    ^-^

    +واییییییی چه قشنگ.:" منم از این دوستا میخوام.:") 
    نه توی دوستی هر دوطرف مهمن اگه دوستیتون قشنگه به خاطر قشنگی تو هم هست.*^*
    +
    واو پس از اونم بیشتر دلتو بردهه.XD
    XDDD همیشه در خدمت شما هستم عالیجناب.XD
  • چوی زینب دمدمی
  • خوندن متنا هم خیلی راحت تره وکلا آدم ترغیب میشه برای خوندن*-*
    پاسخ:
    یوهووو*^*

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    Asteria

    آستریا همیشه میگه انسان ها قوی تر از چیزی‌ان که خودشون فکر می‌کنن.

    +امیدوارم ازاین وب حس خوبی بگیری.:)

    نویسندگان