I'll just dance

يكشنبه, ۲۰ شهریور ۱۴۰۱، ۱۱:۳۸ ب.ظ | نرگسِ نوشکفته | ۲۵ نظر

به نام خالق آن درخت

    آسمان آفتابی با لبخندش قلبم را گرم می‌کرد. من هم با رقص زیر طرح و نقش پنبه‌ای او از ساقه بزرگِ تلاش‌هایم بالا می‌رفتم و روزهای قبلِ جوانه زدن لوبیا را به خاطر می‌آوردم. زمانی که با آسمان بارانی گریه می‌کردم و اجازه می‌دادم اشک‌هایم بیابان روزهایم را آبیاری کند؛ اشک‌هایی که باعث تقویت و جوانه زدن لوبیای سحر‌آمیزم بودند. آن اوایل البته، اشک‌هایم را دوست نداشتم. انگار که تنها کارشان "ضعیف" صدا کردن من بود، اما بعد که زیر آن درخت عظیم و خارق‌العاده خوابیده بودم، به جای کابوس همیشگی، رویایی متفاوت دیدم. چمدان چرمی سیاهی در دست داشتم و کت و شلواری رسمی بر تن. همه چیز حسِ جدیدِ "موفقیت" می‌داد اما جدیدتر از هرچیز نوع راه رفتنِ منِ درون رویا بود. با اعتماد به نفس، خوشحال و موزون؛ مانند رقص. از آن موقع به بعد هرگاه به اهداف ریز و درشتم می‌رسم، زیر آن درخت، بدون هیچکس، جشن می‌گیرم. جشنی برای تمام چیزهایی که فقط خودم، در مسیر به دست آوردنشان جنگیدم.

    حال با اعتماد به نفس و موزون راه می روم، گویی می‌رقصم. زندگی معیوبم همیشه مرا در رقص‌ها همراهی نمی کند اما هیچ‌وقت هم صحنه ی رقصم را از من نمی‌گیرد. هر وقت زمین می‌خورم نور بیشتری رویم می‌اندازد و در اوجم روی کس دیگری تمرکز می‌کند. با همه اینها و با همه ی ناهمواری‌هایش هرگاه تقه‌ای به این زمین رقص زدم، صدایش را شنیدم.

  • ۰۱/۰۶/۲۰
  • نرگسِ نوشکفته

نظرات (۲۵)

نوشته ی بی نقصی نیست. شاید حس خاصی رو هم منتقل نکنه حتی اما دلم میخواد تقدیمش کنم به کنکوری ها. همه ی کسایی که زمانی کنکور رو گذروندن مخصوصا کنکوری های امسال.
بعدش هم همه ی کسایی که درگیر دانشگاه و پیدا کردن یه شغل مناسب برای درآمدن. :)
  • جیران کمندی
  • ولی من حتی از لحظه خوندن به نام خالق ان درخت دوسش داشتم
    پاسخ:
    وای:") اینکه اینطوری ااز اول درکش کردی خلی برام خاصه. ممنونم.:")
    "جشنی برای تمام چیزهایی که فقط خودم، در مسیر به دست آوردنشان جنگیدم" ==))))
    + این که به کنکوری ها تقدیم کردی خیلی کار قشنگیه:'>
    پاسخ:
    :"
    +حیحی:"> *اکلیل
  • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚
  • خیلی قشنگ بود کالیستا. واقعا چجوری این همه خلاقیت و ایده داری؟

    + اینکه بَند نویسی رو رعایت کردی هم خیلی قشنگه.
    پاسخ:
    مرسی آیسا:") (اسمامون یه کم قافیه داره:دی) در مورد ایده ی این نوشته م، من خیلی وقتا دلم میخواد چیزی که مینویسم یه چیزی باشه که توش نشونه هایی از امید و "سپیدیِ بعد شبیه سیاه" باشه. وقتی بدون ایده قلمم رو بر میدارم سعی میکنم به افکاری که یه نفر وقتی موفق میشه و میخواد بابتش خدا رو شکر کنه،(و چیزایی توی این مایه) فکر کنم و افکار اونو بنویسم. شایدم افکار ایده آل خودمن. یخ کم خشک و غیر قابل درک از اب درمیان ولی اگر هی برگردی به کلمات و عوضشون کنی دفعه های بعد سریعتر به کلمه ی دلخواهت میرسی. (یه وقتایی هم باید کلمه ای که دلخواهت نیست رو ول کنی بری. مثلا من دلم میخواست به جای لوبیای سحرآمیز یه چیز خفن تر و جدید تر بذارم ولی ایده ای براش نداشتمXD) در کل باید سخت نگیری.*^* 
    + وایییییییی جدی مرسی توجه میکنیTT 
  • جیران کمندی
  • :)
    پاسخ:
    :")))))))))))))))))))))))))) 
    قشنگ بود، تک تک توصیف هاشو و حال و هواش

    کنکور اسمشم میشنوم حالمو بد میکنه
    انگار یه تیکه ای از زندگیت هست که جزو عمرت حساب نمیشه فقط دعا میکنی زمان یهو تورو به ۲ سال آینده پرت کنه که از کابوس این زمانی که زمان تو نیست بگذری
    پاسخ:
    :") ممنونن

    اینقدر ناراحت میشم که این همه آدم فقط به خاطر این موجود ناراحت و عصبی میشن. تهش اگر رتبه ت خوب نشه احتمالا بقیه یا خودت به خودت میگین اگر بیشتر تلاش میکردم الان جای مورد نظرم قبول میشد. ولی حتی اگر همه تمام تلاششونو بکنن هم باز با رتبه بندی تلاششون نادیده گرفته میشه و روانشون خرد میشه. 
    راستی من هیچوقت راجب وبت نگفتم ...
    حسش شبیه پیک نیک رفتن تو یه روزیه که هوا گرم نیستش باد ملایم میزنه
    حسش یه جوریه که انگار تو فارغ از دنیای غم و غصه هات نشستی و داری قهوتو میخوری و به منظره اطرافت نگاه میکنی
    پاسخ:
    نظر اکلیلی و مهربونانه‌ته :""دی 
    وایییییی جدی خوشحالم بابت این توصیف قشنگ.TT مرسی.TT
    اگر : هوا گرم نباشه+ باد ملایم بوزه+ فارغ از دنیای غم و غصه ها+ منظره ی خوشگلی که بهش نگاه کنی= وب من در نتیجه، من= فردی که خیلیییییییییییییییی ذوق کرده.:") :دی
    اتفاقا من جز اون دسته ایم که میگم ۱۰۰ خودمو گذاشتم ولی
    ۱۵ روز مونده به کنکور اتفاقی افتاد که تمام تلاش های من نابود شد
    من فقط سال کنکور نخوندم من ۳ سال تمام از سال دهم تا ۱۲ برا کنکور خوندم ولی بخاطر چیزی به اسم شانس وضعم این شدش
    پاسخ:
    اینکه اینو میتونی بگی خیلی مهمه ولی همین که حتی اگر تلاشت رو هم بکنی فقط به خاطر یه اتفاق غیرمنتظره توی دوهفته قبلش تلاشات پوچ بشه یعنی اساس سنجش توانایی های کنکور اشتباهه. با این سنجش اشتباه، اونا علاوه بر اینکه کسی که لیاقت و توانایی داشته شناسایی نمیکنن بلکه یه آسیب روحی و زمانی خیلی بزرگ هم بهش وارد میکنن.
    درسته با یه ازمون احمقانه ادمها سوادشون و تلاششون سنجیده میشه
    ولی من خیلی گیر تر از این حرفام که بخوام بشینم سر جام
    شاید معماری تهران قبول نشم ولی معماری علم و صنعت و شهید بهشتی میشم و ثابت میکنم سوادم که هیچی عرضمم از اونایی که تو دانشگاه تهران درس خوندن بیشتره والا -_-
    حرصم در میادش:))))
    پاسخ:
    دقیقا"^"
     این خیلی خوبه.:دییییی
    من به تو ایمان دارم. تو میتونی. *^* داشنگلاه مهم نیست تو مهمی.*^*
    منم..XDTT
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱
  • خیلی اکلیلی شدم بزارین برم یه گوشه عرمو بزنمTT
    *فین کردن تو آستین هیون
    پاسخ:
    جمع کردن اکلیلای پونیو و ریختنشون توی یه بطری* اکلیل های گرانبهایت از آن من است.XD
    XDDDDDDD آستین سلین کهنه شده بودXD
    حس امیدی که می خواستی به خواننده منتقل کنی رو واقعا در متنت میشه حس کرد .
    از خوندن این متن کلی لذت بردم
    پاسخ:
    مرسیی:")
    حیحی*^*
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱
  • چی اون اکلیلا گرانبهان دیوونهXDDD
    ولش کن بطری رو کپک میزنن...تو هر سری ذاتن با پستات اکلیلی میکنیTT
    نه ببین از همون اولشم با آسین هیون پاک میکردم بعد دیدم تکراری شده رفتم سراغ سلین...الان سلینو زیاد اذیت کردم باز سوییچ کردم رو هیونXD
    لعنتی آستیناشون خیلی فین کردنیه خب به من چه"-"
    پاسخ:
    بعدا که همه برای یه تار موی اکلیلات میلیاردی پول میدادن متوجه میشی.XDDD
    :""") *منم اکلیل که*
    آهااان.XD تعادل رو از پونیو بیاموزیم.XD
    مسئولین تقصیر آستینای خودتونه.XD
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱
  • شت...توهم تو اقتصادی فکر میکنی؟XD
    تهش میفهمن سرشون کلاه رفته و هیچ ارزشی نداشتنXDD
    وای از وقتی که تصمیم گرفتم موهامو بفروشم همش از این بحثا همه جا هست~
    *جمع کردن اکلیلات و فوت کردنش به آسمون
    این اکلیلای کایلوی قشنگمونه که به درخشش آسمون کمک میکنه")
    آخ میبینی من چقدر باشعورم؟T^T
    یاد اون شعر افتادم که تهش میگفت تقصیر آستینم بودXD
    پاسخ:
    آره فکر کنم.XD
    وای... من یه بار توی خیریه ی مدرسمون رفتم تلایی که نمیخواستمو با کاموا خوشگل کردم فروختم بعد چند هفته بعدش دیدم یکی از دوستام تله رو سرشه ولی همه ی کامواهاش افتاده... XDTT سرشو رسما کلاه گذاشتم... (بچه بودم ولی بازم.XDTTTTTT)
    میخوای موهاتو بفروشی؟؟؟ خیلی باحاله:" یکی از دوستای منم رفت موهاشو فروخت.XD به نظرم کار خیلی به صرفه ایه.XD
    :"""") چه رویایی شد.:"
    سر در این شهر میزنم پونیوی باشعور همتا ندارد.:دی
    وای آرههه.XDDD 
  • ویلی ونکای تیفانی
  • در حال حاضر برای منی که هم برای کنکور میخونم و هم منتظر نتیجه‌ی تغییر رشتمم ... این متن حکم یه نفس عمیق رو داشت.
    پاسخ:
    :") you are doing so well.
    مرسیییی ^-^
    راستی تو هم کنکور دادی؟ یا در شرف این مرض تشریف داری؟ :)))
    پاسخ:
    *^*
    نه من تازه دهمم. سه سال دیگه باهاش رو به رو میشم.TT بهم میخوره کنکوری باشم؟ :دی
  • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐀𝐲𝐬𝐚
  • اخه ایده هم داشته باشم وقتی مینویسم‌شون خیلی کوتاه میشن:<
    + تو مدرسه پدر ما رو آوردن برای اینکه تو انشاهاتون بند نویسی(اسمش همینه دیگه؟xD) رو رعایت کنید برای همین:")
    پاسخ:
    خب کوتاهه رو منتشر کن، یا سعی کن با چرت و پرت ادامه‌ش بدی:دی جواب میدهxD 
    + به ما هم توی دبستان خیلی میگفتن بعدش خودم دیدم چقدر خوشگل میکنه نوشته روxD (#بکشین-و-خوشگلم-کنینXD) (نمیدونم منم… حتما همینه دیگهXD )
    خب پس بسی شاد باش که به نظرم بزرگتر از سنت می اندیشی :))))))
    حس این مادربزرگا که رو صندلی چوبی نشستن بافتنی می‌بافند بهم دست داد *-*

    چه رشته ای؟
    پاسخ:
    حیحی:”>
    این واقعیت که واقعا بافتن شال و اینا رو دوست دارمxD
     منم ریاضیم*^*
    به بههههههههه هم رشته اییی چطوری ^-^(پسرخاله شدن ناگهانی )
    سوالی چیزی داشتی بپرس درسته نتیجه شاید با ذهنیتم فاصله داشت ولی یکم سواد دارم :))))))
    پاسخ:
    XDDDD خوبم تو چطوری هم رشته ای گلم؟
    مرسی:") اتفاقا یه بار پست گذاشته بودی که اگر سوال ریاضی ای چیزی داشتیم بپرسیم یاد اون افتادم:")
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝗣𝗼𝗻𝘆𝗼⊱
  • گااااااااد چقدر بچه خوردنیی بودیXDDD
    من ایام طفولیتم عاشق تل و اینجور چیزا بودم...
    خیلیم خوب کردی خودشون باید دقت میکردن اصلن عیحXDT^T
    آره میخوام ولی هیشکی نمیذاره"/....با صرفه ایه اگه موهات فر نباشه=-=
    فرو خیلی گرون تر از صاف میخرن خییییلیییی بات بلند شدنش مصیبتهههه یبکتثئبثتثتبثتثکتک
    چقدر دختر با شعوری هستی تو اصلن عاهTTTT
    پاسخ:
    XDDDDDDDDDDDDD
    منممم همیشه موهامحالت تل داشت اینقدر که تل میزدم. تل پهن،نازک، پارچه ای، همه چیز.XD
    XD بنده خدا دوستم هم همسن من بود انتظار نداشت یکی از دوستاش اینقدر اب زیر کاه در بیاد.XD
    وا مگه چه اشکالی داره؟ "^" 
    همینکه ازش یه پولی در بیاد خوبه دیگه..XD آهان یعنی فقط برای فروش میخوای موهاتو کوتاه کنی؟ :"
    *به پرواز اومدن موهام در باد* مرسی*با صدای نازک*XD
  • ~𝒎𝒊𝒕𝒔𝒖𝒓𝒊 ‌‌
  • خیلی قشنگ بود خصوصا مخاطبینش T^T *درخشش
    پاسخ:
    واییی مرسییی میتسوریTTTTTTT
    خوبی؟ خیلی وقته خبری ازت نیست دختررر
    اره دیگه چه کنم
    منی که عشقم این بودش که بشینم فقط تست هندسه و آمار و گسسته و حسابان بزنم الان دور افتادم:")
    پاسخ:
    :" چه خوبه آدم به کاری که در هر صورت باید انجام بده اینقدر علاقه داشته باشه.:")
    من واقعا رشتمو دوست داشتم و بهم خوش گذشت با یادگرفتن تک تک درساش
    بعضیا موقع انتخاب رشته جای علاقشون به چیزای دیگه توجه میکنن نتیجشم میشه اینکه 3 سال تمام بابت هر یه کلمه ای که یاد میگیرن غر میزنن :)))
    پاسخ:
    منم حس میکنم ریاضی رشته مورد علاقه م باشه ولی یه کم برای انتخاب رشته دانشگاهیم میترسم چون هیچ ایده ای در موردش ندارم:"
    ببین به نظر من برای رشته دانشگاهیت باید یه سری به دوران بچگی بزنی
    ببینی چی دوست داشتی با چی بیشتر بازی میکردی

    من مثلا خیلییییی بگو و خونه سازی و پازل و اینجور چیزا دوست داشتم حتی وقتی عروسک بازی می‌کردم ذوق اینو داشتم که خونشونو خودم بسازم
    الان برای رشته دانشگاهیم معماری و عمران و خیلیی دوست دارم
    کامپیوترم خیلی دوست دارم برای اینکه تو قسمت هوش مصنوعیش وارد شم
    پاسخ:
    من بچگیم دلم میخواست آرایشگر بشم.XD بچه داری و اینا هم خیلی دوست داشتم... شاید اگر بیشتر فکر کنم چیز باربطی پیدا کنم.
    وای منم هوش مصنوعی دوست دارم:") 
  • ~𝒎𝒊𝒕𝒔𝒖𝒓𝒊 ‌‌
  • هنوز زندم :دی
    پاسخ:
    ایشالا یه عالمه زنده باشی.:دی
    *انجام حرکات موزون. به خاطر اینکه شاد باشیم دور هم:دی
  • ᴄʜᴏᴇ ʜɪᴋᴀʀᴜ
  • وایب وبت رو دوست دارم✨

    پاسخ:
    مرسی:")

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    Asteria

    آستریا همیشه میگه انسان ها قوی تر از چیزی‌ان که خودشون فکر می‌کنن.

    +امیدوارم ازاین وب حس خوبی بگیری.:)

    نویسندگان