۵۳ مطلب با موضوع «من نویسی» ثبت شده است

عجیبه

پنجشنبه, ۱۵ مهر ۱۴۰۰، ۱۱:۴۰ ب.ظ | نرگسِ نوشکفته

بسم الله الرحمن الرحیم

 

این خیلی عجیبه که یهو بیشتر اطرافیانم با همدیگه رفتن توی فاز غمگین زندگیشون و من تازه دارم از این فاز در میام و به شادی میرسم. 

میدونم ا.ن زندگی خودشونه و اینم زندگی منه. پس بعد از اینکه تلاشمو برای کمک بهشون کردم میرم برای خودم جشن میگیرم. منم فاز سختیو پشت سر گذاشتم.

 

#انتشار در آینده

کشفیات#۲

سه شنبه, ۶ مهر ۱۴۰۰، ۱۱:۵۶ ب.ظ | نرگسِ نوشکفته | ۲ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

بار ها شده از خودم یه سوال پرسیدم و چون نمیخواستم به اون سوال جواب بدم یک‌دفعه بلند شدم و رفتم سراغ یه کار دیگه. نه اینکه مثل داستان‌ها بدونم جواب چیه و نخوام بگم، فقط نمیخواستم توی آشفته بازار ذهنم که افکار و رویاها و مسئولیت ها در پروازن یه چیز دیگه هم ذهنم رو درگیر کنه. ولی بدی سوالات اینه که مهمن و یاید یه روزی بهشون جواب بدی، اگر هم جواب ندی، سوال یادت میره و مدت‌ها بی‌جواب توی ذهنت گم‌میشه. این سوال گم شده باعث خلوت شدن آشفته بازار که نمیشه هیچ، شلوغ‌ترش هم می‌کنه. پس جدیدا فهمیدم اگه یه وقت یه سوالی برام ایجاد شد و خواستم بهش جواب ندم، بشینم یه‌جای خلوت و خوب بهش فکر کنم و همون موقع جوابشو بدم یا حداقل بذارم توی لیست مهم کارایی که باید بکنم. تفکر و جواب دادن هم یه‌جور کاره! وقتی جواب سوال رو دادم سعی کنم هرطور که میشه از اون جواب استفاده کنم.

فهمیدم نباید از پیدا کردن جواب بترسم. نباید از این بترسم که جواب سوال ممکنه یکی از خصوصیات بدم باشه یا یه حقیقت تلخ در مورد من.

فهمیدم وقتی از خودم بترسم نمیتونم خودم رو اونطور که باید دوست داشته باشم. 

هر اتفاق هزار تا دلیل داره.

يكشنبه, ۲۱ شهریور ۱۴۰۰، ۰۱:۱۸ ق.ظ | نرگسِ نوشکفته | ۲ نظر

«بسم الله الرحمن الرحیم»

"Asteria" شرط می‌بندم همون قدر که دوستام آفریده شدن تا زندگی کنن و توی زندگی خودشون نقش اصلی باشن، آفریده شدن تا در کنار من بازی کنن و نقش فرعی داستان من بشن. پس میخوام بهشون نقشی دوستانی رو بدم که ناخودآگاه به مقش اصلی کمک می‌کنن ابرقهرمان بشه...

Asteria

آستریا همیشه میگه انسان ها قوی تر از چیزی‌ان که خودشون فکر می‌کنن.

+امیدوارم ازاین وب حس خوبی بگیری.:)

نویسندگان